قیف فروش چیست و چگونه به افزایش فروش کسبوکار کمک میکند؟
قیف فروش یکی از مهمترین مفاهیم در بازاریابی و فروش است. هر مشتری قبل از خرید، معمولاً چند مرحله را پشت سر میگذارد. ابتدا با یک کسبوکار آشنا میشود، سپس درباره آن تحقیق میکند و در نهایت تصمیم میگیرد خرید کند یا نه.
اگر این مسیر برای مشتری مشخص و اصولی طراحی نشده باشد، بخشی از مشتریان بالقوه در میانه راه از دست میروند.
در این مقاله بررسی میکنیم قیف فروش چیست، چه مراحلی دارد، چگونه طراحی میشود و چطور میتوان از آن برای افزایش فروش کسبوکار استفاده کرد.
قیف فروش چیست؟
قیف فروش یا Sales Funnel مدلی برای نمایش مسیر حرکت یک مشتری از اولین آشنایی با کسبوکار تا خرید و حتی خریدهای بعدی است.
به زبان ساده، قیف فروش به شما نشان میدهد:
چند نفر با کسبوکار شما آشنا میشوند؟
چند نفر به محصولات یا خدمات شما علاقهمند میشوند؟
چند نفر برای دریافت اطلاعات بیشتر اقدام میکنند؟
چند نفر وارد فرآیند مذاکره یا تصمیمگیری میشوند؟
در نهایت چند نفر خرید میکنند؟
دلیل استفاده از واژه «قیف» این است که تعداد افراد در ابتدای مسیر معمولاً زیاد است، اما همه آنها به مشتری تبدیل نمیشوند.
برای مثال، ممکن است ۱۰ هزار نفر یک محتوای شما را ببینند، ۱۰۰۰ نفر وارد سایت شوند، ۱۰۰ نفر درخواست اطلاعات بدهند و در نهایت ۲۰ نفر خرید کنند.
این کاهش تعداد، طبیعی است.
مسئله مهم این است که بدانید در کدام مرحله مشتریان بیشتری از دست میروند و چرا.
چرا قیف فروش برای کسبوکار مهم است؟
بسیاری از کسبوکارها فقط روی افزایش تعداد مشتری تمرکز میکنند. مثلاً تبلیغات بیشتری اجرا میکنند، محتوای بیشتری منتشر میکنند یا فروشنده بیشتری استخدام میکنند.
اما اگر فرآیند فروش مشکل داشته باشد، افزایش ورودی لزوماً به افزایش فروش منجر نمیشود.
قیف فروش کمک میکند کل مسیر فروش را مرحلهبهمرحله بررسی کنید.
برای مثال، اگر ۵۰۰ نفر از یک صفحه بازدید کنند اما فقط ۵ نفر درخواست مشاوره بدهند، مشکل ممکن است در جذب مخاطب نباشد. شاید پیشنهاد فروش، صفحه محصول، اعتمادسازی یا دعوت به اقدام به اندازه کافی مؤثر نیست.
بنابراین قیف فروش به جای تمرکز صرف بر نتیجه نهایی، مسیر رسیدن به فروش را قابل اندازهگیری میکند.
مراحل قیف فروش چیست؟
قیف فروش را میتوان با مدلهای مختلفی طراحی کرد، اما برای بیشتر کسبوکارها چهار مرحله اصلی کاربرد زیادی دارد:
آگاهی
علاقه و بررسی
تصمیمگیری
خرید
بعد از خرید نیز یک مرحله مهم وجود دارد که بسیاری از کسبوکارها آن را نادیده میگیرند:
حفظ مشتری و خرید مجدد
در ادامه هر مرحله را بررسی میکنیم.
۱. مرحله آگاهی؛ مشتری شما را پیدا میکند
در بالاترین بخش قیف فروش، افراد هنوز مشتری شما نیستند.
آنها ممکن است حتی با برندتان آشنایی نداشته باشند.
هدف این مرحله این است که مخاطب مناسب، کسبوکار شما را پیدا کند و با برندتان آشنا شود.
راههای مختلفی برای جذب مخاطب در این مرحله وجود دارد، از جمله:
تولید محتوای آموزشی
سئو و حضور در نتایج گوگل
تبلیغات آنلاین
شبکههای اجتماعی
ویدئو
همکاری با برندها و افراد مرتبط
معرفی توسط مشتریان قبلی
برای مثال، فردی که در گوگل عبارت «چگونه فروش کسبوکار را افزایش دهیم» را جستجو میکند، ممکن است هنوز قصد خرید یک خدمت مشاوره را نداشته باشد.
اما اگر محتوای مناسبی ببیند، میتواند با برند شما آشنا شود و وارد مراحل بعدی قیف فروش شود.
۲. مرحله علاقه و بررسی؛ مشتری به دنبال راهحل است
در این مرحله، مخاطب متوجه یک نیاز یا مشکل شده و به دنبال راهحل است.
او ممکن است درباره چند گزینه تحقیق کند و کسبوکارهای مختلف را با یکدیگر مقایسه کند.
در این مرحله، اعتمادسازی اهمیت زیادی دارد.
محتواهایی مانند موارد زیر میتوانند به تصمیم مشتری کمک کنند:
مقالات تخصصی
نمونه کارها
نتایج مشتریان
ویدئوهای آموزشی
پاسخ به سوالات متداول
مقایسه محصولات یا خدمات
معرفی فرآیند کار
نظرات مشتریان
هدف این نیست که در اولین برخورد مشتری را مجبور به خرید کنید.
هدف این است که به او کمک کنید آگاهانهتر تصمیم بگیرد.
۳. مرحله تصمیمگیری؛ مشتری آماده اقدام است
در این مرحله، مخاطب معمولاً گزینههای خود را محدود کرده و جدیتر به خرید فکر میکند.
اینجا عواملی مانند اعتماد، کیفیت، قیمت، خدمات، شرایط همکاری و تفاوت شما با رقبا اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
برای مثال، یک مشتری ممکن است بین سه شرکت برای دریافت خدمات مشاوره مردد باشد.
اگر یکی از این شرکتها نمونهکارهای واقعی، فرآیند مشخص، تجربه قابل اثبات و پاسخ روشن به سوالات مشتری داشته باشد، احتمال انتخاب آن بیشتر میشود.
در این مرحله باید اصطکاکهای مسیر خرید را کاهش دهید.
فرمهای پیچیده، پاسخگویی ضعیف، اطلاعات ناقص و فرآیند نامشخص میتوانند باعث از دست رفتن مشتری شوند.
۴. مرحله خرید؛ مخاطب به مشتری تبدیل میشود
در این مرحله، مشتری تصمیم خود را گرفته و اقدام به خرید میکند.
اما این مرحله فقط به دریافت پول محدود نمیشود.
فرآیند خرید باید تا حد امکان ساده و شفاف باشد.
مشتری باید بداند:
چه چیزی دریافت میکند؟
چه زمانی دریافت میکند؟
شرایط خرید چیست؟
روش پرداخت چگونه است؟
پشتیبانی چگونه انجام میشود؟
در صورت وجود مشکل، چه مسیری برای پیگیری دارد؟
هرچه فرآیند خرید شفافتر باشد، احتمال ایجاد تردید کمتر میشود.
مرحله پنجم قیف فروش؛ بعد از خرید چه اتفاقی میافتد؟
فروش پایان رابطه با مشتری نیست.
یکی از اشتباهات رایج کسبوکارها این است که تمام تمرکز خود را روی جذب مشتری جدید میگذارند و مشتری قبلی را فراموش میکنند.
در حالی که مشتری راضی میتواند دوباره خرید کند و حتی مشتری جدید معرفی کند.
فعالیتهایی مانند موارد زیر به حفظ مشتری کمک میکنند:
پشتیبانی مناسب
پیگیری بعد از خرید
ارائه آموزش
پیشنهاد محصولات مرتبط
برنامه وفاداری
خدمات پس از فروش
ارتباط منظم و هدفمند
به همین دلیل، بهتر است قیف فروش را فقط تا لحظه پرداخت پول نبینیم.
رابطه با مشتری بعد از خرید نیز بخشی از سیستم فروش است.
تفاوت قیف فروش با مسیر خرید مشتری چیست؟
این دو مفهوم به هم نزدیک هستند، اما دقیقاً یکسان نیستند.
مسیر خرید مشتری بیشتر از دید مشتری بررسی میشود. یعنی مشتری چه مراحلی را تجربه میکند تا به خرید برسد.
اما قیف فروش بیشتر از دید کسبوکار بررسی میشود و نشان میدهد در هر مرحله چه تعداد مخاطب وجود دارد و چه درصدی از آنها به مرحله بعد منتقل میشوند.
به همین دلیل، قیف فروش ابزار مناسبی برای اندازهگیری و بهینهسازی فرآیند فروش است.
نرخ تبدیل در قیف فروش چیست؟
یکی از مهمترین شاخصهای قیف فروش، نرخ تبدیل است.
نرخ تبدیل نشان میدهد چه درصدی از افراد در یک مرحله، اقدام موردنظر شما را انجام دادهاند.
برای مثال، اگر ۱۰۰۰ نفر وارد صفحه خدمات شما شوند و ۵۰ نفر فرم درخواست مشاوره را تکمیل کنند، نرخ تبدیل این مرحله ۵ درصد است.
اما همین عدد به تنهایی معنای زیادی ندارد.
باید آن را در کنار مراحل دیگر بررسی کنید.
فرض کنید قیف شما به شکل زیر باشد:
| مرحله | تعداد افراد |
|---|---|
| بازدید از سایت | ۱۰٬۰۰۰ |
| مشاهده صفحه خدمات | ۲٬۰۰۰ |
| ثبت درخواست | ۲۰۰ |
| مذاکره | ۱۰۰ |
| خرید | ۳۰ |
در این حالت میتوان نرخ تبدیل هر مرحله را جداگانه بررسی کرد.
این اطلاعات به شما نشان میدهد کدام قسمت قیف نیاز به بهینهسازی دارد.
چگونه یک قیف فروش برای کسبوکار طراحی کنیم؟
طراحی قیف فروش فقط به ساخت چند صفحه و قرار دادن یک دکمه «خرید» محدود نمیشود.
برای طراحی یک قیف فروش مؤثر، ابتدا باید مسیر واقعی مشتری را بشناسید.
مرحله اول: مشتری هدف را مشخص کنید
قبل از طراحی قیف باید بدانید برای چه کسی میفروشید.
سن، شغل یا جنسیت همیشه مهمترین اطلاعات نیستند.
باید بدانید مشتری شما:
چه مشکلی دارد؟
چه چیزی برایش مهم است؟
چرا به دنبال راهحل است؟
چه چیزی مانع خرید او میشود؟
قبل از خرید چه سوالاتی دارد؟
چگونه درباره گزینههای مختلف تحقیق میکند؟
هرچه شناخت شما از مشتری دقیقتر باشد، طراحی قیف فروش نیز بهتر خواهد بود.
مرحله دوم: مشکل اصلی مشتری را مشخص کنید
مشتری معمولاً محصول شما را صرفاً به خاطر خود محصول نمیخرد.
او به دنبال حل یک مشکل یا رسیدن به یک نتیجه است.
برای مثال، یک مدیر ممکن است به دنبال «مشاوره فروش» نباشد.
او ممکن است در واقع با این مشکل مواجه باشد:
«فروش داریم، اما قابل پیشبینی نیست و نمیدانیم چرا بعضی ماهها فروش افت میکند.»
این تفاوت در نگاه، روی تمام پیامهای بازاریابی و فروش تأثیر میگذارد.
مرحله سوم: پیشنهاد مناسب برای هر مرحله بسازید
قرار نیست در تمام مراحل قیف یک پیشنهاد یکسان ارائه کنید.
در ابتدای قیف، محتوای آموزشی و ارزشمند میتواند انتخاب مناسبی باشد.
در مراحل بعدی میتوان از مواردی مانند:
فایل آموزشی
مشاوره اولیه
جلسه تحلیل
دموی محصول
نمونه کار
پیشنهاد ویژه
محصول یا خدمت اصلی
استفاده کرد.
پیشنهاد باید متناسب با میزان آمادگی مشتری باشد.
مرحله چهارم: نقاط تماس مشتری را مشخص کنید
مشتری ممکن است از مسیرهای مختلف وارد کسبوکار شما شود.
مثلاً:
گوگل → مقاله → صفحه خدمات → فرم → تماس فروش → خرید
یا:
اینستاگرام → پروفایل → سایت → نمونه کار → تماس → خرید
یا:
تبلیغ → لندینگ پیج → فرم → تماس → فروش
این مسیرها را روی کاغذ مشخص کنید.
همین کار ساده میتواند نقاط ضعف زیادی را نشان دهد.
چگونه قیف فروش باعث افزایش فروش میشود؟
قیف فروش به خودی خود فروش ایجاد نمیکند.
این نکته مهم است.
قیف فروش زمانی باعث افزایش فروش میشود که بتوانید بر اساس دادههای آن، فرآیند فروش را بهینه کنید.
چند روش مهم برای این کار وجود دارد.
۱. پیدا کردن نقاط ریزش مشتری
اگر تعداد زیادی از افراد وارد قیف میشوند اما تعداد کمی به خرید میرسند، باید مشخص کنید ریزش اصلی در کدام مرحله اتفاق میافتد.
ممکن است مشکل از:
پیام تبلیغاتی
صفحه فرود
پیشنهاد فروش
اعتمادسازی
قیمت
پاسخگویی فروشنده
فرآیند پیگیری
یا خود محصول
باشد.
۲. بهبود نرخ تبدیل
فرض کنید ماهانه ۱۰۰۰ نفر وارد سایت شما میشوند.
اگر نرخ تبدیل ۲ درصد باشد، ۲۰ مشتری خواهید داشت.
اگر بدون افزایش ترافیک، نرخ تبدیل را به ۳ درصد برسانید، تعداد مشتریان به ۳۰ نفر میرسد.
یعنی با همان میزان ورودی، فروش بیشتری ایجاد کردهاید.
به همین دلیل، بهینهسازی قیف فروش میتواند یکی از مهمترین روشهای رشد فروش باشد.
۳. پیگیری مشتریان بالقوه
بخشی از مشتریان در اولین تماس خرید نمیکنند.
این موضوع لزوماً به معنی بیعلاقه بودن آنها نیست.
ممکن است هنوز:
در حال بررسی باشند.
بودجه کافی نداشته باشند.
نیاز به اطلاعات بیشتری داشته باشند.
با تصمیمگیرنده دیگری مشورت کنند.
زمان مناسبی برای خرید نداشته باشند.
پیگیری اصولی میتواند بخشی از این مشتریان را دوباره به فرآیند فروش برگرداند.
البته پیگیری با مزاحمت فرق دارد. ارسال ۱۴ پیام در سه ساعت، سیستم فروش نیست، درخواست کمک از ارواح است.
اشتباهات رایج در طراحی قیف فروش
تلاش برای فروش در اولین برخورد
همه مخاطبان در ابتدای قیف آماده خرید نیستند.
اگر به فردی که برای اولین بار با برند شما آشنا شده، بلافاصله پیشنهاد خرید بدهید، ممکن است هنوز اعتماد و شناخت کافی ایجاد نشده باشد.
محتوای مناسب باید با مرحله تصمیمگیری مشتری هماهنگ باشد.
تمرکز بیش از حد روی جذب لید
داشتن شماره تلفن یا ایمیل زیاد، به معنی داشتن فروش زیاد نیست.
کیفیت مشتریان بالقوه، نحوه پیگیری و نرخ تبدیل آنها اهمیت بیشتری دارد.
هدف نهایی باید فروش سودآور و ایجاد مشتری واقعی باشد، نه جمعآوری یک فایل اکسل پر از شماره تلفن.
نداشتن فرآیند پیگیری
یکی از رایجترین مشکلات کسبوکارها این است که مشتری بالقوه وارد سیستم میشود اما پیگیری مشخصی برای او وجود ندارد.
هر لید باید بداند:
چه زمانی پیگیری شود؟
توسط چه کسی؟
با چه پیامی؟
در چه مرحلهای؟
تا چه زمانی؟
این موارد باید بخشی از سیستم فروش باشند.
پیچیده کردن فرآیند خرید
هر مرحله اضافه میتواند احتمال ریزش مشتری را افزایش دهد.
اگر مشتری برای ثبت درخواست باید چند فرم مختلف پر کند، چند بار تماس بگیرد و اطلاعاتی را که قبلاً وارد کرده دوباره ارائه دهد، احتمالاً بخشی از مسیر را رها میکند.
فرآیند را تا حد امکان ساده کنید.
اندازهگیری نکردن نتایج
بدون داده، بهینهسازی قیف بیشتر شبیه حدس زدن است.
حداقل باید شاخصهایی مانند موارد زیر را بررسی کنید:
تعداد ورودیها
نرخ تبدیل
تعداد لیدها
تعداد تماسهای فروش
تعداد پیشنهادهای ارسالشده
تعداد فروش
میانگین ارزش خرید
هزینه جذب مشتری
نرخ ریزش
نرخ خرید مجدد
قیف فروش در کسبوکارهای مختلف چگونه است؟
قیف فروش برای همه کسبوکارها یکسان نیست.
قیف فروش فروشگاه اینترنتی
برای یک فروشگاه اینترنتی ممکن است مسیر به شکل زیر باشد:
ورود به سایت → مشاهده محصول → افزودن به سبد → ثبت سفارش → پرداخت → خرید مجدد
در این مدل، سرعت سایت، تصاویر محصول، توضیحات، اعتمادسازی و فرآیند پرداخت اهمیت زیادی دارند.
قیف فروش خدمات
برای خدمات معمولاً مسیر طولانیتر است.
برای مثال:
محتوا → آشنایی → بررسی خدمات → درخواست مشاوره → تماس فروش → پیشنهاد → قرارداد
در خدمات تخصصی، اعتماد و اعتبار معمولاً نقش بسیار مهمی در تبدیل مشتری دارند.
قیف فروش دوره آموزشی
یک قیف فروش آموزشی میتواند به شکل زیر طراحی شود:
محتوای رایگان → آموزش اولیه → اعتمادسازی → وبینار یا جلسه → معرفی دوره → خرید → پشتیبانی → دوره بعدی
در این مدل، ارائه ارزش واقعی قبل از فروش میتواند نقش مهمی در تصمیم مشتری داشته باشد.
ابزارهای مورد استفاده در قیف فروش
برای مدیریت و اندازهگیری قیف فروش میتوان از ابزارهای مختلفی استفاده کرد.
بسته به اندازه کسبوکار، این ابزارها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
Google Analytics
Google Search Console
ابزارهای CRM
سیستمهای مدیریت لید
ابزارهای ایمیل مارکتینگ
فرمهای آنلاین
ابزارهای تبلیغات آنلاین
سیستمهای گزارشگیری فروش
اما ابزار به تنهایی مشکل را حل نمیکند.
اگر فرآیند فروش مشخص نباشد، بهترین CRM دنیا هم فقط یک نرمافزار بسیار گران برای نگهداری اطلاعات نامرتب خواهد بود.
قیف فروش بهتر است یا قیف بازاریابی؟
این دو مفهوم به یکدیگر مرتبط هستند اما یکسان نیستند.
قیف بازاریابی بیشتر روی جذب مخاطب، آگاهی و ایجاد علاقه تمرکز دارد.
قیف فروش بیشتر روی تبدیل مخاطب علاقهمند به مشتری تمرکز میکند.
در یک سیستم حرفهای، بازاریابی و فروش جدا از هم عمل نمیکنند.
بازاریابی باید مشتری مناسب را وارد مسیر کند و فروش باید بتواند این مشتری را به شکل اصولی مدیریت و تبدیل کند.
آیا همه کسبوکارها به قیف فروش نیاز دارند؟
تقریباً هر کسبوکاری که فرآیند جذب و تبدیل مشتری دارد، میتواند از مفهوم قیف فروش استفاده کند.
حتی اگر فروش شما کاملاً حضوری یا تلفنی باشد، باز هم یک مسیر فروش وجود دارد.
برای مثال:
معرفی → تماس → جلسه → پیشنهاد → مذاکره → قرارداد
این هم یک قیف فروش است.
تفاوت فقط در این است که بخشی از مراحل ممکن است آنلاین نباشد.
بنابراین قیف فروش فقط برای فروشگاههای اینترنتی یا کسبوکارهای دیجیتال نیست.
قیف فروش موفق چه ویژگیهایی دارد؟
یک قیف فروش خوب باید چند ویژگی مهم داشته باشد:
ساده باشد
مشتری نباید برای خرید یا دریافت اطلاعات، مسیر پیچیدهای را طی کند.
قابل اندازهگیری باشد
باید بدانید در هر مرحله چند نفر وارد و چند نفر خارج میشوند.
متناسب با مشتری باشد
پیام و پیشنهاد باید با نیاز و میزان آمادگی مخاطب هماهنگ باشد.
قابل بهینهسازی باشد
قیف فروش یک ساختار ثابت و همیشگی نیست.
باید دائماً اطلاعات آن بررسی و نقاط ضعف اصلاح شوند.
با سیستم فروش هماهنگ باشد
اگر قیف بازاریابی خوب باشد اما فروشندهها پیگیری مناسبی انجام ندهند، نتیجه نهایی همچنان ضعیف خواهد بود.
چطور قیف فروش کسبوکار خود را بهینه کنیم؟
برای بهینهسازی قیف فروش، ابتدا اطلاعات واقعی جمعآوری کنید.
ببینید در هر مرحله چه اتفاقی میافتد.
برای مثال:
۱۰۰۰ بازدید → ۱۰۰ لید → ۳۰ مذاکره → ۱۰ فروش
حالا به جای اینکه فقط بگویید «فروش کم است»، میتوانید دقیقتر بررسی کنید.
آیا مشکل در تبدیل بازدیدکننده به لید است؟
آیا لیدها کیفیت مناسبی ندارند؟
آیا تیم فروش پیگیری مناسبی انجام نمیدهد؟
آیا پیشنهاد فروش جذاب نیست؟
آیا مشتری در مرحله قیمت از خرید منصرف میشود؟
این نگاه، مسئله فروش را از یک مشکل مبهم به چند مسئله قابل بررسی تبدیل میکند.
جمعبندی
قیف فروش نقشهای از مسیر حرکت مشتری از اولین آشنایی با کسبوکار تا خرید و خرید مجدد است.
شناخت این مسیر به شما کمک میکند بفهمید مشتریان در کدام مرحله وارد میشوند، در کدام مرحله ریزش میکنند و چه عواملی مانع تبدیل آنها به مشتری میشود.
مهمترین مراحل قیف فروش شامل آگاهی، بررسی، تصمیمگیری، خرید و حفظ مشتری است.
اما طراحی قیف فروش به تنهایی کافی نیست.
برای افزایش فروش باید دادههای هر مرحله را بررسی کنید، نقاط ریزش را پیدا کنید، نرخ تبدیل را بهبود دهید و فرآیند پیگیری و فروش را بهینه کنید.
در نهایت، هدف قیف فروش فقط افزایش تعداد مشتری نیست؛ هدف ایجاد یک فرآیند فروش قابل اندازهگیری، قابل پیشبینی و قابل بهینهسازی است.
اگر کسبوکار شما مشتری و فروش دارد اما نمیدانید دقیقاً در کدام بخش از مسیر فروش مشتریان را از دست میدهید، بررسی قیف فروش میتواند یکی از بهترین نقاط شروع برای پیدا کردن مشکل باشد.
سوالات متداول درباره قیف فروش
قیف فروش چیست؟
قیف فروش مدلی برای نمایش مسیر حرکت مشتری از اولین آشنایی با کسبوکار تا خرید و مراحل بعد از آن است. با استفاده از قیف فروش میتوان نرخ تبدیل و نقاط ریزش مشتری را بررسی کرد.
مهمترین مراحل قیف فروش کداماند؟
مراحل اصلی قیف فروش شامل آگاهی، علاقه و بررسی، تصمیمگیری و خرید است. بعد از خرید نیز حفظ مشتری و خرید مجدد اهمیت زیادی دارد.
آیا قیف فروش باعث افزایش فروش میشود؟
خود قیف فروش مستقیماً فروش ایجاد نمیکند، اما با مشخص کردن نقاط ریزش و امکان اندازهگیری نرخ تبدیل، به کسبوکار کمک میکند فرآیند فروش خود را بهینه و در نتیجه فروش را افزایش دهد.
آیا کسبوکارهای کوچک هم به قیف فروش نیاز دارند؟
بله. حتی کسبوکارهای کوچک نیز یک مسیر برای جذب و تبدیل مشتری دارند. ثبت و بررسی این مسیر میتواند به شناسایی مشکلات فروش و بهبود عملکرد کمک کند.
نرخ تبدیل قیف فروش چیست؟
نرخ تبدیل نشان میدهد چه درصدی از افراد در یک مرحله مشخص، اقدام موردنظر را انجام دادهاند. برای مثال، درصد افرادی که پس از ورود به سایت فرم درخواست مشاوره را تکمیل کردهاند.
تفاوت قیف فروش و قیف بازاریابی چیست؟
قیف بازاریابی بیشتر بر جذب مخاطب و ایجاد آگاهی و علاقه تمرکز دارد، در حالی که قیف فروش بیشتر به تبدیل مخاطب علاقهمند به مشتری و مدیریت فرآیند فروش مربوط میشود.
نتیجه نهایی
اگر فروش کسبوکار را فقط با عدد فروش ماهانه بسنجید، متوجه نمیشوید مشکل دقیقاً کجاست.
اما وقتی مسیر مشتری را به مراحل مختلف تقسیم میکنید، میتوانید ببینید چه تعداد مخاطب وارد هر مرحله میشوند، چند نفر ادامه میدهند و در کجا بیشترین ریزش اتفاق میافتد.
همین اطلاعات، پایه تصمیمگیری برای بهینهسازی سیستم فروش و افزایش فروش کسبوکار است.